تو رفتی،
و حالا دیگر واژۀ بازیگری تنها شد.
چه روزی است امروز.
دراعماق نقش که بودی، تو نبودی،
همان بود که نقش میگفت و چشمها تسلیم بازی تو بود.
امروز و هیچ روز دیگری باور نمیکنم که نباشی.
راهت را می دانستی وهرگز برای دستیابی به بی ارزشها، از آن دور نشدی.
مظهر بزرگی، استقامت و جاودانگی هستی.
روحت شاد ای هنرمند بی همتا
برچسب:
نویسنده: پرنیا عباسی
با هیچ کلامی نمی توانم غم رفتنت را توصیف کنم، در تو چیزی بود که مرا میخکوب میکرد ، یک تسلط ابدی ، یک ابهت پایدار ، گویی دنیا در دستانت بود و چیزی که بتواند تو را نگران کند وجود نداشت.
آن چشمان مشکی نافذ، ابروهای زاویه دار ، بینی قلمی خوش تراش، لب های دوست داشتنی و آن زبان تند و تیز , با گویش صریح و تاثیرگذار.
به تمام معنا مرد، مظهر کمال مردانه.
.
چه میتوان گفت، دریغ از رفتنت و خداراسپاس که تو را داشتیم و خواهیم داشت.
تو در قلب ما ماندگاری.
روحت شاد و یادت گرامی باد «شون کانری» کبیر
برچسب:
نویسنده: پرنیا عباسی
همه میدانیم که شنای پروانه مشکل است، نفس گیر و طولانی.بیان سختی ها ، سخت است.به نمایش گذاشتن مصائبی که دیده، شنیده یا لمس کرده ای، روی پرده نقره ای دشوار است. چشم دوربین و تماشاگر است که باید ببیند و باور کند..فیلمنامه فیلم، بسیار محکم و بدون ذره ا
برچسب:
نویسنده: پرنیا عباسی